جليل عرفان منش
134
جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )
صاحب تاريخ نائين معتقد است كه اين قدمگاهها و آثارى كه از نقش پاى حضرت بر روى سنگ است نقشى است كه به عنوان يادبود آن حضرت بر روى سنگ حك كردهاند . « 39 » صاحب تحفة الرضوية مىنويسد : در قدمگاه روزى حضرت وارد شد و طلب انگور كرد ، باغبانى گفت حالا فصل زمستان است و انگور در باغهاى ما يافت نمىشود و ما از شدت سرما موها را زير خاك پنهان كردهايم . حضرت فرمود به باغ برو و قدرت خدا را مشاهده كن . آن مرد به باغ آمد ديد كه سرتاسر تمام درختان سبز و خرّم و پر از ميوه است . متحيّر شد و چون دانست اين از كرامت حضرت است خواست انكار كند تا حضرت را در نزد ديگران شرمسار سازد ، به دروغ اطلاع داد كه در باغ انگورى يافت نشد . حضرت متغيّر گشت و عازم حركت شد و نفرين كرد كه خدا تو و باغت را بسوزاند . آن بيچاره به مجرد اين كه وارد باغ شد ، صاعقه از آسمان فرود آمد ، او و باغش را به صورت تلّى خاكستر درآورد . « 40 » ذكر اين ماجرا را در منابع معتبر نيافتم ولى احتمالا منشأ نقل ، تاريخ نائين و تحفة الرضوية و نيز حكايتى است كه در بحر الانساب مضبوط است . با اين تفاوت كه صاحب بحر الانساب اين واقعه را بعد از خروج حضرت از نيشابور ذكر نمىكند و علاوه بر اين مىنويسد : آن روز دهم تيرماه قديم بود . « 41 » ماجراى طبابت امام رضا عليه السّلام در رباط سعد واقعهء ديگرى كه در حوالى نيشابور روى داد ، معالجهء مردى است كه قدرت تكلّم خود را بر اثر حادثهاى از دست داده بود كه سرانجام با طبابت حضرت رضا عليه السّلام شفا يافت . شرح اين حادثهء شنيدنى به قرار ذيل است : ابو احمد عبد اللّه بن عبد الرّحمن معروف به صفوان نقل كرده است كه قافلهاى از خراسان بيرون شد و روى به كرمان ( نهاد ) ، دزدهايى كه در كوه كرمان ساكن بودند ( كوه قفص ) بر قافله زدند و مردى را كه به بسيارى مال متّهم كرده بودند نگاه داشتند
--> ( 39 ) - بلاغى ، تاريخ نائين ، ص 230 . ( 40 ) - بسطامى ، تحفة الرضوية ، ص 190 . ( 41 ) - يحيى خزاعى ، بحر الانساب ، ص 4 - 103 .